در پستوی خانه نهان باید کرد
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:03
بسم الله الرحمن الرحیمروزگارغریبیست.......و عشق را کنارِ تیرکِ راهبند تازیانه میزنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد آن که بر در میکوبد شباهنگام به کُشتنِ چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد و تبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه را بر دهان شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد خدای را ...
ترس
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:03
[unable to retrieve full-text content]سلام گفتی صادق باش باصداقت بیا رمز رمز گوشیته
حال و احوالات این روزهای ثمری
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:03
به نام خداخدایی که قادر است قادر برهمه چیزاحوالاتم اینروزا خیلی خوش نیستثمر زنده به عکاسی کردن از طبیعت و پیدا کردن سوژه ها برای عکس گرفتن بوده و هستدوربین گوشیش خراب شده استگوشیش بیماراستسرزنش عمیقی ازجانب مادرش داردسرزنش عمیقی دردلش طنین داردثمرخوب نیست نمیتواند زندگی اش را ثبات دهدنمیداند ثبات چی...
دخترساده دل
-
تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 17:25
به نام هستی بخش گاهی اوقات نمیدونم چه کاری درسته یا غلطه؟ گاهی به قلبم میخام اعتماد کنم مثل همیشه مثل وقتی که توراه هربار فرودگاه قلبم میشکنه و آه میکشه ازاینکه مسافر امام رضا علیه اسلام نیست حالا قلبم خیلی عجیب شده این حرفا رو به کسی نمیتونم بزنم سخ
خاکستری
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 8:44
به نام خداروزگارهرکس دستخوش تغییره هزاران تغییرروزگار من هرساعتش تغییره نمیتونم بگم رنج داره؟شادی داره؟نمیتونم تصیفش کنمولی میتونم اون چیزی که قلبم روبه دردمیاره وآه میکشه رودرک کنم اون چیزی که بهش می
شاید لحظه اخرباشد
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:56
به نام خدامامانی ببخشید بهت دروغ گفتمباگفتن دروغ نمیشع به خواسته ها رسیدتنها میشه ادم خیلی تنهامامانی دوستتت دارم ازته قلبممراقب خودتون باشیدخیلی زیاد
یکسال بعد
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:02
به نام خداخدایی که میبیند و میشنود و تورا به ازای هرگناهت درهمان لحظه مجازات نمیکندوبلاگم بارها پاک شد بارها ساختمشبا نوشتن xa0خودم رو از گردباد افکارم مصون میکردمو هربار هرنظری رو هزاران بار میخوندم و
حال
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:02
به نام خداتنها با گلها گویم غمها راچه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارمبه چه کس گویم شده روز من چو شب تارمxa0نه کسی آید نه کسی خواندز نگاهم هرگز راز منبشنو امشب غم پنهانمکه سخنها گوید ساز منتو ندانی تنها
تو نایت
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:02
به نام خداامروز الان ۲تاقرص خوردم قوی بودن فک کنم از شدت درد قرص تموم شده بود و گشتم بالاخره دوتاقرص قدی یافتم و باهم خوردمشونهنوز؟درد دارمولیxa0یه چیزایی هست باید به مانندxa0xa0رمز کارت بانکی بگم
قفس
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 17:13
به نام خدایی که نمیدانم چرا پاسخمرا نمیدهد اسفند ماه بخش توانبخشی بود...تموم شد بخشی که روی دارو کمتر تمرکز میکرد و عملا بیماررو به تغییر روش زندگی سوق میداد و باعث میشد که کسی خونه نشین نشه توی همین
سرگردانی
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 17:13
به نام او...خدایی که روزی دهنده است ارام جدا شد....به پرواز درامد...درمقابلش دودایره ی سیاه و براق xa0بودکه xa0پربودن ازشوق و نگرانی.. ارزو و تنهایی ازسمت ان چشمان سیاه xa0بود که بادی وزید و او را ازهمه جدا
دوگانگی
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 17:13
به نام خداااوندی که دانا و شنواست خب ازبخش رادیو که بچه منظمی بودیم و از منظمی چیزی عایدمون نشد به سراغ بهداشت رفتیم....ازاخر فروردین شروع شد....بهداشت هم نفهمیدم کدام استاداومد...کدام رفت...کی بوود.
وابستگی
-
تاریخ: 1396/12/23 ساعت: 10:53
به نام خدای مهربان رحیموقتی شروع کنی خمیده خمیده راه رفتن...یواش یواش خمیده ترمیشی...نفس کشیدن بع سختی میشه چون شکل قفسه سینه تغییر میکنهسعی میکنی نخوری زمین...اما بیشتراحتمال خوردن زمین داره...قدم هات تندتر میشون چون میترسی بیافتی و میخوای تعادلت روحفظ کنیواینگونه شد که من فهمیدم....زندگی من چندسا...
اب وهوای مخ
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 18:20
هوالرئوف تا حالا شده بخوای یکی باشه بی پروا بی رودربایستی باهاش حرف بزنی؟بهش ازهمه مشکلاتت بگیبگی چقدر سختی کشیدی چقدر غمگینی؟باشه بهت زنگ بزنه بگه چرا خونه نشستی؟؟پاشوبریم بیرون؟ تا حالا شده؟و مطمئن باشی لزههیچ کدوم ازحرفات سواستفاده نمیکنه؟ اینروزا xa0دنبال همچین شخصی ام..دنبال کسی که کنارش ارامش ...
fight for life
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 7:19
هوالحق زندگی ادمها به سه دسته تقسیم میشه دسته اول:اونایی که سرنوشت پذیرن دسته دوم:اونایی که جنگجو هستن دسته سوم :اونایی که نه جنگجو میشع نام گذاشت نه پذیرش سرنوشت دسته اول xa0دوم قابلیت توضیح ندارن و خیلی واضح میگه چه گونه از ادمها رو توی خودشون نهفتن اما دسته سوم: توی هوای سرد پاییزی جوانی سیگار بر...
باد
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 4:08
به نام خدایی که هر انچه در زمین است اوست مالک انها و خالقشان هوا نه گرم بود نه سرد..باد میومد ...لابه لای برگها دور میزد و می اومد پیش گلها...کنسرت بزرگی برپا کرده بود....گروه کر بسیار شادمان بودن و خیلی سرو صدا میکردن...گلها کم کم رو به پژمردگی رفته
کته گوجه
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:29
به نام خدایی که روزی دهنده است خب یادمه اولین خاطره ی برنج دم کردن من همچنان هست و باقی استاما بشنویم اولین کته گوجه دم کردن من اسمش رو بذارم سوپ سفت برنج شاید بهتر باشه من اومدم خونه و اصلا حالم خوب نبود...به حدی که توان راه رفتن تا خونه رو هم نداشتم و به هرجور سختی بود اومدم چون تاکسی خالی هم گیرم...
حلقه ها
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 17:24
بسم للله الذی یرزق من یشا الان ساعت ۲و بیست و هشت دقیقه است...صبح تا بعداظهر خواب بودم...طبیعیه خوابم نیاد بدنم ضعیف شده...تقریبا قند خونم امروز ۰صفر بود.... ماه رمضون که میشه...شب های قدر ش که میاد....ادمها استغفار میکنن...دعا میکنن....متوسل میشن...قران باز میکنن..روسر میذارن..... اماxa0 هربار یه ح...
فقط یه جمله
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 17:24
به نام خدایی که باوجود بزرگی نزدیک است به تعداد زخم های روی قلب هرکی لبخند بزنه خیلی سخته...نشون دادن خوب بودن اوضاع خیلی سخته...فقط اینو میدونم که هیچی بدتر از سنگینی غم روی قلبم نیست...هیچ حسی تلخ تر از حس اینکه حتی خدارو نداشته باشی نیست ....._-_-_ دلتنگم ...حس غریب بودن دارم....حس ارامش مو از دس
سکوت
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 4:19
بسم الله الرحمن الرحیم الان چند شبه همه حس غمی توی وجودشون نهفته شدهمن ابجی داداش....شاید چون چراغی نیست خونه رو روشن کنه من اصلا پایین هم نرفتم توی این دو روز حس غریبی دارم تازه دیروز نزدیک بود یه شیشبه به طول بیش از ۱۰۵ متر و عرض ۶۰ بر سر من بیافتد...شاید دار فانی را گفته بودم اکر ابجی شیشه را با