گذر عمر

تعرفه تبلیغات در سایت
به نام خدا 

یادمه گفتم زندگی کویر است با تپه های بلند و کوتاه 

تپه ی زندگی ام خیلی بلند بود....سقوط کردم 

بعد از 21 سال فکر میکردم دلبسته مال دنیا نیستم...اما بودم....برام اینجور چیزا اهمیت نداره...اما داشت 

من کم پیش میاد مشکلات را بگم 

اما وقتی گفتم گوششنوا نبود.... 

در زندگی متوجع شدم خیلی وقت ها تنهام....تنهای تنها.... 

از زنگ گوشی وحشت دارم...از پیام ها دلگیر.... 

------------------------------------------------------------------------------------- 

خانه مامان :-) 

خانه ای است به طول 45 متر.....اما به گونه ای ساخته شده است یه اتاق دارد با یک سالن....با اشپزخانه ای کوچک...دستشویی در پایین پله ها....پشت بام بالای پله در کنار نور گیر 

خانه ای اس معروف به کاخ سفید....رنگ شده...زیبا....کاملا جمع و جور 

زیر پله ای دارد برای مواقع غصه...کنج تنهایی..... 

در این صفای خانه....همه همدیگر را روزی بالای 300 مرتبه ملاقات میکنند درحالی که در خانه قبلی به متراژ 600 متر,زیربنای خانه 400 متر....همدیگر را 30 بار ملاقات میکردیم...اونم بالاجبار....دراینجا خنده ها تلخ و شیرین هست....دعواها جذاب تر...شلوغی خاصی است..... 

تمرکز درس نیست...اوایل سرجا دعوا بود....اماکم کم همه باهم کنار میایم 

اتاق کوچیکه فرش اتاق من در آن پهن است و آینه دیواری من به آن آویخته.... 

لباس ها گوشه ای تجمع پیدا کرده اند 

بقیه آن ها در انباری در گوشه جمع شده اند به امید بهبودی اوضاع و سر قد علم کردن....به تن من رفتن و خودی از خود نشان دادن 

زندگی سبک بال....ماشین خراب شد....پراید ی هست نفرین شده مال یه خری فعلا ان دم در پارک است.... 

با مزدا دو درب فردا مرا به باغ خواهند برد......  

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

یواش یواش همه چیز عادی میشود....برای هرکاری به جلوی در خونه قبلی میرویم 

بعد از شستن چند دست ناقابل لباس ؛از خستگی مفرط به گوشه ای کشانده شدم و غـــــــش کردم 

هرچیززی گم میشود,پیدا نمیشود.....میترسم خودم نیز گم شوم  

محل تا محل آدم ها متفاوت اند....در محله قبلی آدم ها با هم حرف نمیزدن هرکس بالاتر دیگری خودش را میدید....خواهر شوهر از عروس مینالید و روبرویی در پرس و جوی تحقیقات خوااستگاری اذعان میداشت مگر اینها دختر دارند؟؟؟؟؟ 

این محل نیامده فضولی ها و چغلی ها و اطلاعات زودتر از خودمان رسیده...... 

دست بر قضا.....سرک کشی هم چنان ادامه دارد..... 

__________________________________________________________________ 

در این دوران دوست از دوست بازشناختم 

مرد ها را فهمیدم دیگر مرد نیستند..... 

دوستان بند جیب و پسران عاشق مال هویدا شدن 

______________________________________________________________________ 

زندگی میگذرد....مال ما معلوم نیست همچنان چگونه خواهد گذرد؟ 

بدرود

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:35
برچسب‌ها : گذر عمر,گذر عمر شعر,گذر عمر و جوانی,گذر عمر ببین,گذر عمر عجب میگذرد,گذر عمر خیام,گذر عمر گلپا,گذر عمر خامسان,گذر عمر در فضا,گذر عمر و زمان,