خستگی

تعرفه تبلیغات در سایت
هو الشفا

دوماهی کمتر است که کشیک سی و چندساعته میدیم

دوتای اولی هرچند اسون بودن..هرچند کاری نبود...هرچند بیشترش تو رست بودم....اما حالم بد شد..ضعیف شدم...توی بستر تخت افتادم...

خوش کشیکی بدکشیکی اصطلاحه...میانگینش رو من داشتم

ماه اول نورو بود...خیلی بهم خوش گذشت..شایدچون دوستش داشتم...شایدچون نورو بود...یا خیلی اسون بود....کابوس بقیه رویایی بود که دلم نمیخواست تموم شه...

ماه دوم اطفال....

دستغیب باراول بود کلا درطول این دوره میرفتم...کشیکهاش عجیب بود...امبولانس سواری داشت و مسولین امبولانس بسیار باشخصیت بودن

باراول تو امبولانس از فرط خستگی خوابم برد

باربعدی سرگیجه و تهوع داشتم....هیچ جا جلوی امبولانس نمیشه☺✌🏻...

بیمارستان جای خوبی نیست مخصوصا بچه ها...بچه های بدحال.....افسردگی خاصی داره اطفال..

نیمه دوم اندو...الان اندو...اندو رو دوست ندارم دوست دارم...یادگرفتم دیابت کتو اسیدوز چیکار کنم....مریض های بخش به ۲ تا۳ بیشتر نمیرسن...اما بدوبدو و کشیک دومی....

واقعا نمیدونم درسته از مریض ازمایش بفرستیم؟ درسته نگران مریض باشیم؟

یا اصلا خودمو بیهوده خسته نکنم؟بیهوده نگران نکنم؟

با یه زنگ از پاویون به اخر دنیا که اندواطفال هست درعرض چندثانیه نرسونم

گاهی چوب بی سوادی رزیدنت رو ما میخوریم😐دعواشو ما میشیم...دردسرهاش مال ما میشه☹

دیگه نه زنگ نمیزنم...نه حرف میزنم...نه نگران میشم نه خودمو خسته میکنم...

خستگی این کشیک توی دلم میمونه و غمش توی قلبم😢

ای شیراز متنفرم

از بخش اطفال بیشتر

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 14:29
برچسب‌ها : خستگی,