حلقه ها | بلاگ

حلقه ها

تعرفه تبلیغات در سایت
بسم للله الذی یرزق من یشا

الان ساعت ۲و بیست و هشت دقیقه است...

صبح تا بعداظهر خواب بودم...طبیعیه خوابم نیاد

بدنم ضعیف شده...تقریبا قند خونم امروز ۰صفر بود....

ماه رمضون که میشه...شب های قدر ش که میاد‌....ادمها استغفار میکنن...دعا میکنن....متوسل میشن...قران باز میکنن..روسر میذارن.....

اما 

هربار یه حلقه میساخت...حلقه جنسش نه اهن بود نه چوب بود..نه مس...نمیدونم چه جنسی داره‌‌....این حلقه ها به هم وصل میشدن...میشدن زنجیره ای از حلقه ها...هرکدوم جای اون قسمتی که ساخته شده رسوب میکردن...یکی تو پا..یکی تو چشم...یکی گوش...یکی دست...

کار این حلقه ها ممانعت کردن هست...ممانعت از انجام دادن کار درست و اصلی...

هرچی بیشنر اشتباه بشه...تعداد حلقه ها بیشتر میشه...اتصالاتشون هیدروژنی تر...

گفتم نمیدونم چه جنسی ان...اما محکمن...انرژی زیادی لازم نیست برای ساخته شدن اما برای امحاششون انرژی زیادی لازم هست...

من خودم یه عالمه از این حلقه ها و زنجیر ها دارم....ادم وقتی گناه میکنه بسته به نوع گناه تعداد حلقه ها زیا میشه...زیادو زیادتر میشه...تا اینکه زنجیر ها میان میپیچند دورش...از بندگی دورنیشه..از حقیقت جا میماند...تو راه گم‌میشه...

وضعیت منم همینه

کاش تک تک حلقه ها رو بتونم از بین ببرم

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 17:24