سیاست اضافه | بلاگ

سیاست اضافه

تعرفه تبلیغات در سایت
بسم رب الذی یحیی و یمیت

قاصدک

من از اخرین قاصدکی که فوت کردم دو سال و اندی میگذره...توی حافظ دوباره قاصدک ها رو دیدم

من با دیدن قاصدک‌ هم غم هم شادی رو با هم حس میکنم...حس عجیبی ه..دیگه حافظ نمیریم...

فرسایش

من اگر سنگ بودم دوست داشتم هرروز نوازش اب رو تجربه کنم...خروشندگی اب سطحم رو صیقل بده و هرروز ماهی ها ی رنگارنگ از کنارم رد شن....یا بشم تکیه گاه...

فرسایش اب بیشتره یا نور خورشید؟

سنگهای کف رودخونه خشک شیراز با اب فرسوده میشن یا با خورشید یا با صدای ماشین ها؟

ماه

جمله قشنگی بود:"خورشید در تمام روز توی اسمونه و ماه خوابیده و خورشید ناراحته...اما ماه توی شب توی تنهایی باید همه جا رو روشن کنه و نگهبان خورشید باشه...

کار ماه سخت تره یا خورشید؟

طلبکاری

دقیقا چرا حالت طلبکارانه امروزش سر امتحان برایم هضم نشدنی بود؟

تعویض

اون روز مثل همیشه در اتاق رو بازم کردم و تا روپوش رو دربیارم و مانتو بپوشم...هوای گرم نمیشه تاپ هم پوشید مخصوصا اگ  هایپر هم باشی

رفتم توی اتاق و درو بستم...حس کردم کسی توی اتاقه..اما من درتمام مدت رزیدنت خانم میدیدم و نگرانی نداشتم...بعداز اینجا نمازی کار داشتم وتوی فکر دراوردن مقنعه و دستی بهسرو روی کشیدن بودم که دیدم یه اقا رزیدنت از در دستشویی اوند بیرون...الحمداله مقنعه ام بلند بود اون روز و من مانتو نیمه پوشیده بودم و اقدام به کار دیگه ای ننموده بووم...این رزیدنت همان است که برایش روز اخر قبل اعید گریستم....و امروز بر سر جلسه امتحان مراقب بود....کلا حرفی برای گفتن ندارم😐😐😐

اضافه

من کار زیادی،انجام دادن مسولیت دیگران درحالی که فرد خودش قادر است انجام دهد رو به عهده نمیگیرم....هرکی میخواد خوشش بیاد هر کی هم میخواد بدش بیاد....

چاقی

سه عارضه دارد:رژیم...تنگی لباس...زشتی اندام...

چاق نشویم☹

سیاست

در زندگی ام و در کارهایم این را ندارم..‌دیگران خیلی باهوش تر و باسیاست تر از من هستن....سیاست ان هست که ........

سیاست چیه؟رفتاری زیرکانه و فریبکارانه به طوری که ورق شانس برای تو شود....رفتار سیاست مدارانه درست است یا رفتار رک ؟

ایا سیاست رفتاری چقدر میتواند قابل قبول باشد؟به هر حال توی رفتار ائمه هم سیاست بوده

باور

ذهن باوررمیکند....وفق میده...و ذهن فراموش میکنه

ذهن ارامش ندارد...بی ارامی و درتپش بودن ذهنم نشانه ای است عجیب.....این روز ها ذهنم وفق داده خووشو 

باور کردم سختی هست.....باور کردم همینی که هست...جنگیدن فایده ندارد.....قبول کرد ذهن...ایستاد....دیگر فکر نمبکند...

ذهن سکوت کرده است....بهش میگم از سکوتت بیشتر میترسم:میگه ترس تو از سکوت من نیست از رخداد نامعلوم ایندهاست....

من میترسم

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 4:19