اخر ماجرا | بلاگ

اخر ماجرا

تعرفه تبلیغات در سایت
بسم‌الله الذی اسمه شفا

روز پنجم

صبح ظهر شب مرغ یا گوشت

از شب قبل شنیسل درست کردم و از ۵:۳۰ صبح لز فکر خوردنش بیدار شدم اما نشد خیلی بخورم و ......

استیودنت ماه ۴ ام زد همه رو ترکوند که ۷:۳۰ صبح رانده و منم با خستگی تمام به بخش رفتم....

ظهر ناهار گوشت با کمی نخود پلو و ماهی قزل‌الا خوردم البته قبلش زرشک و هندونه خورده بودم و بعد از خواب عمیق ظهر پرتقال اما بعداظهر دل پیچه ای گرفتم عجیب که نتوانستم تحمل کنم و تمام بعداظهرم خراب شد😔

من حالم بد شد و کلا داغون شدم رفت....

شاید شیرینی و شکلات چاق کننده باشن اما خوردن غذاها و وعده های اصلی را باید ادامه داد و شکلات و شیرینی باید خورد...

هرچند زیاد نه و کم هم نه...

امروز هم یاد گرفتم رژیم گرفتن کار من نبوده😂  که انقدر له شدم😄

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 4:19