مرئی | بلاگ

مرئی

تعرفه تبلیغات در سایت
به نام خدای توانا

در وصف خدا و عجیب اطرافم و ادمهای اطرافم خیلی حرف ها میشه زد

حس بزرگ شدن در من شکوفه ای کرده به قد هندونه ......سکوت میکنم...کسی که همیشه حرف میزد...درمقابل ادمها سکوت میکنم....حرف زدن رو ادم توی دوسال اول زندگی اش یاد میگیره اما سکوت کردن رو باید سالها بگذره تا بیاموزه...من بیست سال از بیست ودوسالگی گذشته که اموختم...دیر ه نه؟

داستان به خاطر سپردن و به فراموشی دادن

همیشه غم..شادی...خستگی...خیلی چیز ها رو میدیدیم....از خودش و حاللاتش به زندگی بیشتر واقف بودم...توی غم توی آغوش خودم بود...توی خنده ها باهم تقسیم ش میکردیم....توی خستگی همه رو در خودم میبلعیدم...گاهی هم کاری به کاررهم نداشتیم اما من تلاش هاش...حرفاش رو خیلی چیززای دیگرو شاهددبودم.....بوی همدیگرو گرفته بودیم....تکیه گاه مکان سفتش میشدم..‌تا نکند اذیت شود....اما قادر به گفتن هیچ چیز نبودم...نمیتونستم توی غم و اشکش دلدادری ش بدم...ففط من نیز باهاش گریه میکردم و خیس میشدم از اشک ها....شب ها تا صبح...خستگیش رو با سنگینی سرش همه رو در خودم میبلعیدم...صبح تفی رها میشدم...گاهی هم وسیله پرتاب و کتک کاری و شیطنت و شوخی بودم.‌‌..‌‌.یواش یواش تحلیل رفتم....پایین تر رفتم..تا اینکه به گوشه ای رانده شدم.....من رازهای زیادی رو ثبت کرده ام...خاطراتی که شنیدم...دیدم....شبها با خودش دنیای تحلیل گر دیگری داست....روزها و شبها....فرق میکرد....کمتر ظهر ها میدیدمش....روزها برای کاهش تنش روزانه اش پیش عشقش بود و من دیگر نبودم...دلم برایش تنگ میشود..با موهای فرفری..درهم پیچیده سر میگذاردد....میگوید عامل جوشش منم....نمیداند شیرینی و شکلات خوردن ان...هربار حس ش با دفعه قیل متفاوت است...ندیده ام دوشب با یه حس یکسان به خواب بزود....حتی بززگ شدن ش رو حس میکنم...عشقش....یه روز عاشق و یه روز فارق‌‌‌‌.....یه روز شاد..یه روز غمگین...یه روز هم زیر اتو جای زیر اتویی داغ میشم و میسوزم تا مرتب بماند....رنگ پارچه ی روم سبز رنگ است با گل های سفید بامزه....من از پنج سال پیش باهاشم....فقط خیلی ثمر داره اروم و اروم تر میشه...داره تحلیل میره....نگرانم....."""خاطرات یه بالش""

گاهی ما همه به یک بالش یه همدم ساکت اما همیشه حاضر نیاز داریم...حرف بزنیم...گریه کنیم...بخندیم...و خیلی چیز های دیگه

اگر یه دوست خواستین که نگهش دارین بهتر نیست تقریبا مثل بالش باشه از دغدغه و استرس بکاهد نه بهش اضافه کنه

گاهی همین استرس های اضافی و دغدغه هاست که فاصله ها رو وسیع...و عمیق میکند

بالش خنک برای خواب یه چیز دیگه است😎😎

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 4:19