تاریکی همیشگی

تعرفه تبلیغات در سایت
روزگار عجیبی بود..... 

دنیا ی وارونه ای که همه بهش عادت کرده بودن....صاف شده بود!!! 

همه چیز سعی کرده بود سرجای خودش باشه...سرجای اصلی خودش 

دیگر هیچ چیزی پیدا نمی شد 

هیچ کس , دیگری را نمی شناخت 

و راه ها گمراه کننده بودن 

همه چیز صاف بود اما وارونگی عادت شده بود.... 

مگر میشود کسی که با هوا زنده است و بدنش به هوا عادت دارد بی هوا یی را بشناسد؟ 

ماهی آب را میشناسد و بی آب میمیرد ........  

موج اگر آب نباشد راهی برای خودنمایی ندارد.... 

درخت بی برگ مثل انسان بی لبخند است 

خاک بی آب مثل چشم بی روح است 

اتاق تاریک ترسناک نیست....ترسناک تر اتاق روشن ناآشنا است . 

چیزی هست به نام عدم تاریکی مطلق!!! 

تاریک را تعریف کنید؟؟؟؟هرآنچه چشم نتواند ببیند و نتواند تشخیص دهد .....چرا که باید برای دیدن نورمرئی بتابد و سپس بازگردد 

ما همه در تاریکی زندگی میکنیم!!!! 

همه چیز نه جذب نور دارند و نه بازتابش.....بعضی اجسام هم عبور دهنده نور هستند 

و بعضی امواج نوری در حیطه تشخیص ما نیستند... 

ما همه درتاریکی هستیم

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:37
برچسب‌ها :